از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

نه به خاطر دارم چگونه از یکدیگر خداحافظی کردیم، نه این که چگونه در نور چراغی که روی سقف می درخشید و در سکوتی که روحم را می خراشید، تنها ماندم.

هیچ..!!

شنبه, ۸ تیر ۱۳۹۲، ۱۱:۱۷ ب.ظ

شانه­ هایت تجسم است
و آغوشت خیال
چه اهمیتی دارد و قتی
همه یادت اینجاست
نگاهت
صدایت
خنده هایت
دیگر چیزی هست که بخواهم؟؟؟
هیچ...
دستانت را در دستهایم جا گذاشتی
نگاهت را در نگاهم
و خیالت را در خیالم
و من آرامم

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۲/۰۴/۰۸
  • ۲۴۶ نمایش
  • مسعود رستمی

نظرات (۳)

سلام
وبلاگ خیلی قشنگی داری
نوشته هات رو خوندم، عالی بودن
اون نوشته ای هم که در مورد موندن یا رفتن بود خوندم، جدا از هر اختلاف سلیقه ای، قلم خوبی داری، اجتماعی هم بنویس
پاسخ:
سلام هادی جان
خیلی خوش اومدی و ممنون که برای خوندن چرک نویس های من وقت گذاشتی
والا خودم رو در اون حد نمی دونم، هر چیزی هم که می نویسم برداشت خودمه از اتفاقاتی که تو دنیای اطرافم رخ میده، چشم
  • تازه وارد
  • ای بابا شما خانوادگی یه مطلب رو مینویسید بعدش هم نمیگید کی اون مطلب رو نوشته .
    والا من همیشه سر به سایت ها و وبلاگهای دکتر و خونواده اش می زنم . این مطلب رو اول توی سایت آقا محسن خوندم. تازگی ها تو سایت آقای رستمی (سعید) و حالا هم که اینجا!
    پاسخ:
    سلام
    خیلی خوش اومدین و ممنون که اینقد دقت به خرج میدید، اون مطلبی رو که شما منظورتونه من از سایت سعید برداشتم و انتهای مطلب هم ذکر شده!!!
    اما در جریان نبودم که اول کی نوشته، الانم که کاملاً گیج شدم :D
    سلام،،چطوری؟؟
    قشنگ بود،،،اصلا فکر نمیکردم تو همچنین ذوقی داشته باشی!!!!
    پاسخ:
    سلام، من خوبم، تو چطوری دختر عمه؟
    بله، هیچ کس به استعدادهای من توجه نکرد :|
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی