از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

نه به خاطر دارم چگونه از یکدیگر خداحافظی کردیم، نه این که چگونه در نور چراغی که روی سقف می درخشید و در سکوتی که روحم را می خراشید، تنها ماندم.

دونفره های عذاب آور

پنجشنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۲۷ ق.ظ

"باید سال‌ها پیش از هم جدا می‌شدیم"

این را مردی گفت.

"باید سال‌ها پیش"

این را زنی گفت که سال‌ها در هیچ عکسی نخندیده بود،

که آینه چند خط دیگر روی پیشانی‌اش انداخته است،

که سرماخورده­تر از هر زمستان است.

باور کن آدم‌های داخل عکس دورترین آدم‌ها به ما هستند.

همیشه باید جای خالی را پُر کنیم.

جای خالی را با کلمات درست پُر کنیم.

مرد مانده است

چطور تنهایی‌اش را پنهان کند در بارانی‌اش،

در قلبش،

در خانه‌اش؟

چگونه به اندازه دو نفر خواب ببیند؟

با چه کسی شهر را قدم بزند؟

کدام سمت میز شام بنشیند؟

با تنهایی که خودش را همه جا پهن کرده،

مرد مانده بود چه کار کند با اینهمه وسایل دونفره.


  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۲/۰۳/۲۳
  • ۲۴۱ نمایش
  • مسعود رستمی

نظرات (۲)

قشنگ بود...
ولی همیشه اینطوری نیست...
میشه جاهاشون برعکس بشه...
پاسخ:
درسته، من از دید خودم نوشتم و مطمئناً یک طرفه نیست
در ضمن بیشتر خوشحال میشم اگه با اسم یا اسم مستعار خودتون نظر بدید تا دفعات بعدی هم بدونم جواب چه کسی رو میدم
:-)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی