از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

نه به خاطر دارم چگونه از یکدیگر خداحافظی کردیم، نه این که چگونه در نور چراغی که روی سقف می درخشید و در سکوتی که روحم را می خراشید، تنها ماندم.

گریز از تو

جمعه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۸:۵۲ ق.ظ
هرچه بیشتر می­گریزم،

به تو نزدیکتر می­شوم.

هر چه رو برمی­گردانم،

تو را بیشتر می­بینم.

جزیره­ای هستم در آبهای شیدایی،

از همه سو به تو محدودم.

هزار و یک آینه تصویرت را می­چرخانند.

از تو آغاز می­شوم،

در تو پایان می­گیرم

- - - - - - - - - - - - - - -
عکس از خودم، کاش همیشه زاینده رود زنده باشه :)



  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۹۲/۰۲/۰۶
  • ۲۱۷ نمایش
  • مسعود رستمی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی