از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

نه به خاطر دارم چگونه از یکدیگر خداحافظی کردیم، نه این که چگونه در نور چراغی که روی سقف می درخشید و در سکوتی که روحم را می خراشید، تنها ماندم.

آخرین مطالب

یار آغلادی

۲۰
ارديبهشت


یارین بوینون قوجاقلادیم ........... یار آغلادی من آغلادیم
یغیشدی قونشولار بوتون ........... جار آغلادی من آغلادیم

باشیندا قارقالان داغا ......    ..... دانیشدیم آیریلیق سؤزون
بیرآه چکیب باشینداکی ..........   . قار آغلادی من آغلادیم

طارم ده نار آغاجلاری ......       ..... منی گؤروب دانیشدلار
بؤیومو زیتون اؤخشویوب ...........  نار آغلادی من آغلادیم

اله کی اسدی بیر خزان .......       .... تالاندی گوللریم منیم
خبر چاتینجا بولبوله .....       ...... خار آغلادی من آغلادیم

دئدیم کی حق منیم کی دیر ......   ..... باشیمی چکدیلر دارا
طناب کسنده بؤینومو ..      ......... دار آغلادی من آغلادیم

اوره ک سؤزون دئدیم تارا ...   ...... .. سیم لر اؤلدو پارا پارا
یاواش یاواش سزلدادی ...     ........ تار آغلادی من آغلادیم

جعفری م بؤیوم بالا .......              .... غم اوره کده قالا قالا
یار جانیمی آلا آلا .......             .... یارآغلادی من آغلادیم

__________________

پ ن: واقعا ترانه های عاشقانه ترکی سوزناکِ 

  • مسعود رستمی

یک شب دیگر، بی "تو"

۱۸
ارديبهشت

پنجره تاریکی شب
مثل همیشه
رو به تنهایی اتاق من باز است
و باد
دلتنگی روزهایش را
با گل های باغچه نجوا می کند
و چه سوزناک
باز هجوم ناله‌ی جیرجیرک ها
و باز هم من و یک شب دیگر، بی "تو"

  • مسعود رستمی

رویا

۱۷
ارديبهشت

تو را در رویا می بینم

از پس هر بار مرگ

در چمنزاری دور

سرزمینی سرسبز

که بدی بی معناست

دل به وسعت دریاست

همه خوب، همه عاشق

سرزمینی که در آن عشق هم قد خداست

چه خدایی، عاشق

هرچه که هست عشق، فقط در رویاست

 

  • مسعود رستمی

دلم تنگ است

۱۷
ارديبهشت


من اینجایم، دلم تنگ است

خوب می دانم، سروده هایم بد آهنگ است

بیا تا توشه بردایم

قدم در راه بگذاریم

رویم از پی بلبل

ببینم اسمان هرکجا باشد همین رنگ است...


 

  • مسعود رستمی

امتحانات

۱۶
ارديبهشت


فصل امتحانات داره کم کم از راه میرسه

دیگه باید درس خوندن رو شروع کنم، مخصوصا که امسال هم واحدهای زیادی دارم، هم درس های سختی و فشردگی امتحانات هم مزید بر علت شده تا ماه سختی پیش رو داشته باشم

به هر حال امیدوارم هم خودم و هم همه دوستام تو این عرصه هم موفق باشیم

یاعلی

  • مسعود رستمی

تو که آرامی، شکر

۱۶
ارديبهشت

این ساعت های لعنتی چه تن پرور شده اند
کند تر از هر زمان دیگر
بی هدف می چرخند
و من نیز
هدفم گم شده
در ساعتی شلوغ، میان جمعیت
کجایی الان؟
در فکر کدام معشوقه ات؟

من اینجا
در کنج تاریکی اتاق
خیس و تنها
از پی دو رگبار شدید
و پس از زلزله ای مرگبار
که به پهنای شانه های یک مرد بود
خنجری که تو فرود آوردی
حاصلش بغضی بود درنده
که پس بارش باران، سخت مرا آزره
نفسم سرد شده، رنگم زرد
تو که آرامی، شکر


  • مسعود رستمی

گریز از تو

۰۶
ارديبهشت
هرچه بیشتر می­گریزم،

به تو نزدیکتر می­شوم.

هر چه رو برمی­گردانم،

تو را بیشتر می­بینم.

جزیره­ای هستم در آبهای شیدایی،

از همه سو به تو محدودم.

هزار و یک آینه تصویرت را می­چرخانند.

از تو آغاز می­شوم،

در تو پایان می­گیرم

- - - - - - - - - - - - - - -
عکس از خودم، کاش همیشه زاینده رود زنده باشه :)



  • مسعود رستمی

تو دلت می‌ آید من را رها کنی ، من جانم می‌‌رود از تو دور شوم !

  • مسعود رستمی

کاغذ خیس

۲۷
فروردين


تو را محصور خواهم کرد میان قلم و کاغذ

تمام حرف هایم را می گویم

با بغض، با درد

به وسعت تمام وجودم می خواهمت

از ژرفای قلب

به دنیای من بیا

بلوا به پا کن

لعنتی، کاغذم باز خیس شد...

  • مسعود رستمی

دنیای کوچک

۲۶
فروردين


دنیا آنقدر هم بزرگ نیست

که بتوانی صدایش را فراموش کنی

و از یاد ببری که در کدام خیابان

روی کدام صندلی...

نه، دنیا بزرگ نیست، وگرنه تا الان بارها نشانی خانه ات را گم کرده بودم

و لابه‌لای سطرهای غمگین زندگی به دنبالِ دستهای تو نمی گشتم


  • مسعود رستمی