از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

نه به خاطر دارم چگونه از یکدیگر خداحافظی کردیم، نه این که چگونه در نور چراغی که روی سقف می درخشید و در سکوتی که روحم را می خراشید، تنها ماندم.

آخرین مطالب

نوشته ای شبانه

شنبه, ۲۸ دی ۱۴۰۴، ۰۴:۱۲ ق.ظ

روزگار عجیبی ست نازنین!

قطع اینترنت و به طبع اون عدم دسترسی به شبکه های اجتماعی باعث شد یهو یاد بلاگ بیافتم، آدرس خودم رو سرچ کردم و دو شب یا بهتره بگم دو نیمه شب، تمام مطالب خودم رو به انضمام نظرات دوستان خوندم! چه خاطره ها که زنده نشد و چه وقایعی که یادآوری نشد برام، هعععی روزگار....

 

 

القصه که تو این سال‌ها ( که چقدر هم زود گذشتن، به چشم بر هم زدنی) فراز و نشیب های بسیار دیدم و روزهای تلخ و شیرین پشت سر گذاشتم، کاش تو همه این سال ها همچنان بلاگ نویسی رو ادامه داده بودم، البته الان اگر بخوام بنویسم و راحت و بدون سانسور بنویسم، قطعا باید ناشناس باشه، چون حرف های هست که انگار نمیشه گفت، البته از خدا که پنهان نیست اما از خلق خدا پنهان باشه بهتره!

 

 

 

طولانی نشه مطلب، اگه بخوام همه این سال‌ها رو تو یه مصرع خلاصه کنم باید بگم

 

زندگی شد من و یک سلسله ناکامی ها

 

 

و ن: کامنت هارو خواندم و کاش میشد دوباره دوستانم رو پیدا کنم.

  • مسعود رستمی

نظرات (۱)

عالی🌺

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی