از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

نه به خاطر دارم چگونه از یکدیگر خداحافظی کردیم، نه این که چگونه در نور چراغی که روی سقف می درخشید و در سکوتی که روحم را می خراشید، تنها ماندم.

خداحافظ سال 92

چهارشنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۲، ۱۰:۱۸ ق.ظ

تقریبا 35 ساعت مونده به پایان سال 92، یه فرصت کوچیک پیدا کردم تا بتونم در مورد سالی که گذشت چند خطی بنویسم

معتقدم سال خوب و بد نداریم، این ما هستیم که می تونیم برای خودمون یه سال خوب یا بد رقم بزنیم، من و سال 92 هم از این قاعده مستثنی نیستیم، سالی که گذشت پر بود از فراز و نشیب، پر از موقعیت ها و تجربه های جدید

اگه بخوام در موردش بنویسم مثنوی هفتاد من میشه، در کل سال عجیبی بود، سالی پر از اتفاقات کوچیک و بزرگ که تبعاتش رو 20 سال دیگه میبینم، امیدوارم یه روزی بیاد که به تمام هدف هام رسیده باشم، هدف هایی که شاید برای خیلی ها فقط آرزو و فانتزی باشه، اما برای من یه هدف قابل دستیابیه، چون خدای من همون خداییه که یتیم مکه رو آقای جهان کرد، یوسف رو از ته چاه بیرون آورد و عزیز مصر کرد، من بنده همون خدا هستم و آرمان هایی به همون بزرگی دارم، فقط باید به اندازه کافی قوی بشم تا بتونم رسالت خودم رو انجام بدم...





  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۲/۱۲/۲۸
  • ۱۳۱ نمایش
  • مسعود رستمی

نظرات (۱)

حضورت دلگرمیه
بازم تشریف بیار
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی