از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

نه به خاطر دارم چگونه از یکدیگر خداحافظی کردیم، نه این که چگونه در نور چراغی که روی سقف می درخشید و در سکوتی که روحم را می خراشید، تنها ماندم.

دیوانه

چهارشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۲، ۰۷:۴۸ ق.ظ

باز همه آدمها شبیه تو شده اند، این دیوانه ام می کند!‌

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۲/۰۷/۲۴
  • ۱۹۳ نمایش
  • مسعود رستمی

نظرات (۱)

یک نخ ارامش دود می کنم
به یاد ناارامی هایی  که از سر و کول دیروزم بالا رفته اند
یک نخ تنهایی به یاد تمام دل مشغولیهایم
یک نخ سکوت به یاد
حرف هایی که همیشه قورت داده ام
یک نخ بغض به یاد
تمام اشک های نریخته ...
کمی زمان لطفا
به اندازه ی یک نخ دیگر
به اندازه
قدم های کوتاه عقربه
یک نخ بیشتر تا مرگ این پاکت نمانده....
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی