از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

نه به خاطر دارم چگونه از یکدیگر خداحافظی کردیم، نه این که چگونه در نور چراغی که روی سقف می درخشید و در سکوتی که روحم را می خراشید، تنها ماندم.

بغض شبونه

شنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۲، ۰۹:۰۷ ق.ظ

برای به هم ریختن آرامش همیشه لازم نیست یه اتفاق خاص بیافته، گاهی شنیدن یه آهنگ، نگاه کردن به یه عکس یا مرور یه خاطره خوب، خوندن یه دست خط، یا هر چیز کوچیک دیگه ای می تونه همه وجودت رو به لرزه بندازه، مردای بزرگ رو به زانو در بیاره

دست خودت که نیست، یهو، یه جایی، یه جایی یادش میافتی، دلتنگی بی داد می کنه، واسه کسایی که اومدن....بودن......نیستن

به هم میریزی مثل دریا، مشکل اینجاست که وقتی یه بار قلبت لرزید، دیگه هیچ چیزی مثل اولش نیست، نه بارون، نه پاییز، نه سکوت شبونه خیابونا


پ ن: پویا بیاتی منو ترکوند با این آهنگش، دمش گرم...

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۲/۰۶/۰۲
  • ۳۸۵ نمایش
  • مسعود رستمی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی