از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

از گذشته تا ادامه

آدم است دیگر، گاهی دلش می خواد بنویسد

نه به خاطر دارم چگونه از یکدیگر خداحافظی کردیم، نه این که چگونه در نور چراغی که روی سقف می درخشید و در سکوتی که روحم را می خراشید، تنها ماندم.

-- خط تیره --

پنجشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۲، ۰۴:۴۴ ب.ظ
بین ما فاصله افتاده، به اندازه یک خط تیره
به تیرگی لحظات نبودنت
و به طول تنهایی من
و من که همیشه دلتنگم
برای روزهایی که گذشت بی آنکه بهره ای برده باشم
چه ستیز سختی دارند، عقل و احساس
جایی که تو میگویی برو
احساس اما
حکم بر ماندن می کند
رسم عاشقی این است
 
نخند!
روزهای سختی طی کرده ام
اما به راستی چه شد
آن احساس خوب؟ کجا گُم شد؟



پ ن:

   - دیوانه وار منتظرم، برای یک آغاز رویایی.
   - کاش تو هم برای من شعر می گفتی!
   - همیشه آخر حرفام یه دنیا نقطه چین دارم...
  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۲/۰۳/۰۲
  • ۱۹۳ نمایش
  • مسعود رستمی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی